تبليغاتX
رقص مرگ
دروغ را به سبک خود گفتن بهتر از حقیقتی است به تقلید از دیگری " داستایوفسکی"

سمفوني دهم بتهون از زير خاك بيرون كشيده شد*

سمفوني يازدهمش در كوچه ها شنديده مي شود

گوش كن

 به همراهش گلوي خاك خورده اي مي خواند

 

 


"سمفوني دهم بتهون تو يك كتابخانه قديمي پيدا شد" اين رو پوريا به من گفت

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:29 AM  توسط گلنار  | 

 

 مي رقصم

براي گريز از سردي رقص شعله فندك

مي رقصم

براي گريز

ازسردي لمس سنگ قبر

سردي تنفر

سكوت

بيماري

پوچي

خيانت

جنگ

فقر

...

بايد برقصم

براي گريز از انجماد

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:34 AM  توسط گلنار  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنيا بدجوري لبخند رو فراموش كرده

ولي من  خوب پوزخند  رو ياد گرفتم

 

+ نوشته شده در  ساعت 5:11 AM  توسط گلنار  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به من نگو خودكشي كردي و بيمارستاني

كسي که خودكشي کرده می ره  قبرستون ! 

 

+ نوشته شده در  ساعت 4:52 AM  توسط گلنار  | 

 

اون بالا توی اون برج زیبات

خیلی خوشبخت به نظر می رسی

و من این پایین توی دامنه کوههای نزدیک ده 

خوشبختم

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:24 PM  توسط گلنار  | 

 

همیشه جور دیگه ای دنبالت می گشتم

نمی تونم بگم پیدات کردم اینکه عاشقتم شاید ادعای بزرگی باشه

ولی بدجوری بهت نیاز دارم

 

+ نوشته شده در  ساعت 7:56 PM  توسط گلنار  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دم از عشق مزن

در وراء نگاه خیره ات

چشمان سرکوب شده عربی را می بینم

که لذتش در دریدن باکرگی دختران است

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:38 PM  توسط گلنار  | 

 

خواهرم میگه : اگه زلزله بیاد همین معتادهای تو پارک شفق باید بیان از زیر آوار بکشنمون بیرون .

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:36 PM  توسط گلنار  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگي جريان داره

اعتماد كردن يه راهه

دويدن واز پا در اومدن انتخاب ديگه

لذت اوني رو كه انتخاب كردي ببر

نه كسي رو سوار كن نه بكشش پايين

+ نوشته شده در  ساعت 1:6 PM  توسط گلنار  | 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:2 PM  توسط گلنار  | 

 

وحشت آینده دستانم را به لرزه می اندازد

دستان لرزانم دفتر خاطراتم را ورق می زند

زندگی ام فاصله فراموش شده ایست

بین انگشتان و صفحه

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:2 PM  توسط گلنار  |