لبانت هر رهگذری را سیراب می کند

چشمانت از تن هر بیگانه دزدی

عشق تو

خودش را در دامان هر راه گم کرده ای می اندازد.

ولی من

      نه رهگذر

            و نه بیگانه ام

مرد روزهای رفته ام!

راهم را باز یافتم.