دستهایمان به مانند آفرینش انسان حک شده به دیوار کلیسا
هرگز به هم نخواهد رسید
تو در میان نگینهای گیسوان مادر کلیمت اسیری
و من با چشمانی باز
در چشمه ی دوشان غرق شدهام